X
تبلیغات
دل نوشته ها

آقا:خواهرم حجابت؟!

خانم:دلم پاک است!!!!

آقا:پاکی هزاران چشم رادزدیده ای آن وقت میگویی دلم پاک است؟؟!!!!!؟؟؟


پی نوشت:این حرف من نیستا من ازین سواداندارم وازینطورجوابای تروتمیزبلد نیستم

بنابراین فحشی بدوبیراهی داشتین به گویندش نثار فرمایید..موتوشکرم(من فقط نقش راوی رودارم)

ولی 5دقیقه که زیاده اوههههه دودقیقه رواین مکالمه کوتاه ولی پرمعنا فکر کنیم.....

جان بچه هاتون. هرکی دودقیقه رو فکر نکنه مدیون اسب لوک خوش شانسه ها(ازماگفتن بود)

خداروشکر واخ جون مشهد ماکه چندروزیه بارونیه هم برکت خداست هم باعث پوشش بیشتر

اینایی که محیط خیابون رو بااتاق خوابشون اشتب گرفتن...البته بلانسبت شماوخوبای این قصه.

 چه جالب!!!متن سه تا جمله ...حاشیه وپی نوشت تا دلت بخواد؟!

حاشیه سازی که میگن همینه دیگه...!!!

راستی سال نو همتون مبارکــــــــــــــــــــــــــــ



تاريخ : یکشنبه سوم فروردین 1393 | 23:54 | نویسنده : سيد حسين |

روبروی کوه زیبایی وایستاده بودم

یکم نگاش کردم

کوه........

مظهر قدرته چون سربه فلک کشیدست

مظهر زیباییه

مظهرشوکت وبزرگیه 

اما همین کوه ذره ای غرور وتکبر تو وجودش نیست

بلکه از همه مهمتر مظهر تواضع وفروتنیه

میدونی چرا؟ چون وقتی از دامنش بالامیری وبه قله ش میرسی

وقتی به دامنه بزرگش نگاه میکنی انگار مثل پرنده ای پرهاشو کامل باز کرده

تا توبا خیال راحت روش بایستی وتو عظمت وبلندیو شوکتش باهاش شریک بشی

هرچند نفرم باشیم نمیگه تو باش اون نباشه!!!(حسودم نیست ویادم رفت بگم)

کاش از همین کوهی که ظاهرا نه زبون داره نه چشم وگوش یاد بگیریم

اگه ثروتمندیم  اگه قدرتمندیم  اگه خوشگلیم وزیبا واگه  اگه اگه ...هرچی هستیم

اماهیچ کدوم اینا نباید دلیل غرور وتکبرمون بشه 

((وای خدا من کی این همه شاعر ولطیف طبع شدم وخودم خبرنداشتم))!!!؟؟

ولی خداییش نکته جالبی تو ذهنم اومد وگفتمش اینجا دمم شوفاژژژ

امیدوارم بدردبخوربوده باشه......



تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 20:18 | نویسنده : سيد حسين |

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت

رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود.

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با

حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی

نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا

توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که

عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه

می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور می‌خوای زندگی کن!»


خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار کرد… روبنده را از چهره برداشت و

در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن چهرهٔ اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد

فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.!!

منبع:جهان نيوز..وبلاگ جواد فرهنگي.


پي نوشت:قابل توجه همه مخصوصا خانماي هم وطن كه.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

خداييش بارها خوندمش  ...ازين قشنگ ترنميشد جواب داد ودفاع كرد.

اگه اينطور آدما مدافع دين خداو حياو حجابند كه پس ماها وللللل معطليم!!!

درود به خودت وشرفت وغيرتت .درودوافرين بي پايان....



تاريخ : جمعه چهارم مرداد 1392 | 14:35 | نویسنده : سيد حسين |

عروس قرآن : سوره الرحمن
بزرگترین سوره : سوره بقره
بزرگترین آیه : بقره / 282
کلمه وسط قرآن : ولیتلطف /کهف / 19
بزرگترین کلمه قرآن : فاسقیناکموه/ حجر / 22
اولین سوره که نازل شد : علق
تعداد سوره های قرآن :  114
تعداد حزب قرآن : 120
تعداد حروف قرآن : 323671
تعداد بسمله قرآن : 114
سجده های مستحب قرآن : 11 آیه
سوره ای که حرف  فا در آن نیست : سوره حمد
سوره ای که در تمام آیاتش کلمه  الله  است : مجادله
امیدبخش ترین آیه : قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله
قلب قرآن : سوره یس
کوچکترین سوره : سوره کوثر
کوچکترین آیه : طه
حرف وسط قرآن : تا
کوچکترین کلمه قرآن :با بسمله
آخرین سوره که نازل شد : نصر
تعداد جز قرآن : 30 جز
تعداد کلمات قرآن :    77437
تعداد آیات قرآن :  6236
تعداد حروف مقطعه : 71  در آغاز 29 سوره
مهمترین آیه قرآن : آیه الکرسی
سوره ای که حرف  میم  در آن نیست : کوثر (به غیر از بسمله)
عدالت آمیزترین آیه : ان الله یامر بالعدل و الاحسان
ترس آورترین آیه : فمن یعمل مثقال ذره شراً یرهپي

پي نوشت:
تواين ماه عزيز هرچه قران بخونيم كمه...ماهي كه خوندن هرايه قران ثوابتش برابر
باخوندن كل قرانه!!! مبادا اخراين ماه حسرت بخوريما.....از ما گفتن بود





تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 16:4 | نویسنده : سيد حسين |

ازدواج، در عرف و شرع، پیمان زناشویى است و بر اساس آن، براى مرد و زن نسبت به یکدیگر، تعهّداتى اخلاقى و حقوقى پدید مى‏آید که سرپیچى (از بسیارى) از آن‏ها، عقوبت و کیفر را در پى خواهد داشت. (۱)

ازدواج در هر آیینى، با قوانین و مقرّرات ویژه‏اى صورت مى‏گیرد و اسلام به آداب و رسوم دیگر اقوام احترام گذاشته و ازدواج آنها با یکدیگر را صحیح می‌داند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به کسانی که پیوند زناشویی غیر مسلمانان را به بهانه اینکه عقد اسلامی بینشان جاری نشده باطل دانسته و ارتباط آنها با یکدیگر را نامشروع می پنداشتند فرمودند: لِکُلِّ قَوْمٍ نِکَاحٌ [۲]؛ در هر آیینی قوانین و مقررات ویژه ای برای پیوند زناشویی وجود دارد که همان باعث جدایی ارتباط مشروع از نامشروع می شود. حال اگر زن و مردی (در هر دین و آیینی) بر اساس آن مقررات، زندگی مشترکی را آغاز کردند رابطه شان مشروع خواهد بود و جایز و در غیر اینصورت ارتباطشان نامشروع و به لحاظ همان آیین خودشان غیر قانونی خواهد بود.

با این توضیحات فرق بین ازدواج (نکاح) با زنا (سفاح) روشن می شود: یکی ارتباط و پیوند مشروع و قانونمند است و دیگری ارتباطی غیر مشروع و بی ضابطه؛ چه در اسلام باشد و چه در غیر اسلام.

از اینجا بی اساسی این سخن که: « صیغه زنای شرعی است » روشن می شود؛ زیرا صیغه یا همان ازدواج موقت یک نکاح شرعی است ولی زنا یک ارتباط غیر شرعی و اصولا در اسلام چیزی به نام حرام شرعی وجود ندارد؛ کار یا شرعی است یا غیر شرعی.

این هم که برخی «ازدواج موقت» را «هرزگی شرعی» می نامند نشانگر بی خبری ایشان از معنای «ازدواج» و «هرزگی» است. اگر کسی بداند که ازدواج یک پیوند قانونمند و بر اساس مقررات ویژه است و هرزگی روابط بی ضابطه و خارج از چهارچوب بین زنان و مردان است؛ دیگر این دو مقوله کاملا از هم جدا را به هم نیامیخته و عادل را فاسق نمی خواند.

شرع یعنی قانون؛ قانونی برای زندگی با سعادت و هرزگی یعنی فرار از این قانون برای زندگی با نکبت. بر این اساس چگونه می توان هرزگی را بخشی از شرع دانست و یک کار کاملا شرعی را هرزگی نامید؟!

فرق بین ازدواج موقت و زنا

فرق اول

ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، پیوندی است که قرآن [۳] و روایات اهل بیت علیهم السلام [۴] بر جواز، صحت و درستی آن تاکید دارند. اما زنا رابطه ایست غیر قانونی و خلاف شرع که قرآن[۵] و روایات اهل بیت علیهم السلام [۶] به شدت از آن نهی کرده اند و نیز در هر مکتب و آیینی که فطرت در آن دفن نشده باشد کاری است غیر انسانی و خلاف قانون.

اینکه امیرالمومنین(علیه السلام) می فرماید: ما زَنا غیورٌ قَطُّ [۷] ؛ هرگز انسان غیرتمند زنا نمی کند یا ما زَنا عَفیفٌ [۸] ؛ هیچ انسان پاکدامنی زنا نمی کند. گویای همین مطلب است. امام علیه السلام نفرمود هیچ مومن یا مسلمانی خود را به این کار آلوده نمی کند؛ بلکه حضرت این سخن را درباره تمام کسانی فرمود که هنوز فطرت الهی شان فعال است و نفس می کشد.

فرق دوم

ازدواج موقت به مانند ازدواج دائم نیازمند اجرای صیغه است [۹] که این صیغه بر خلاف تصور برخی، «دعا» نیست؛ بلکه عبارتهایی است که مفاد آن ابراز از سوی زوجه و قبول از سوی زوج برای شروع یک زندگی مشترک است و در اصطلاح به آن ایجاب و قبول گفته می شود که باید به قصد انشاء بیان شود. [۱۰] این ایجاب و قبول گاهی به واسطه وکیل یا وکلای دو طرف صورت می گیرد که احکام خاص خود را دارد.

در حالی که در زنا، هیچ یک از این احکام وجود ندارد نه صیغه ای (تا چه رسد به قصد انشاء) نه ایجابی و نه قبولی.

قبل از بیان ادامه فرقها پاسخ به یک سوال ضروری است:

اجرای صیغه چه اهمیتی دارد؟!

آسانی «اجرای صیغه» و کمی زمانی که این کار می برد سبب شده تا عده‌ای اصل آن را ناچیز دانسته و از اهمیت آن غفلت کنند تا جایی که برخی نوشته اند «چه فرقی می کند که برای برقراری رابطه، اولش چیزی خوانده شود یا نه؟!»

از این عده می پرسیم: آیا واقعا فرقی بین رعایت یک قانون و رعایت نکردن آن نیست؟ برای مثال، شما رئیس بانک هستید. کسی به شما مراجعه کرده و تقاضای چند میلیون وام می کند. شما هم با تقاضای او موافقت می کنید به شرط آنکه او شرایط و تعهداتی را که بانک از او می خواهد در عرض چند دقیقه امضاء کرده و بپذیرد؛ اما او از شما می‌خواهد تا بدون گذراندن مراحل قانونی، خواسته او را اجابت کرده و پول را به او تحویل دهید. او این جمله را به شما می گوید:

«چه فرقی می کند من این چهار تا برگه را امضاء کنم یا نه؟ اصل آن نقل و انتقال پول است.»

شما چه جوابی به او می دهید؟ حق را به او می دهید و فورا پول را در اختیارش می گذارید؟ یا به او می گویید درست است که چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد؛ اما کار باید طبق قانون باشد؛ اگر قانون اجرا نشد این نقل و انتقال دیگر نامش پرداخت وام نیست؛ اختلاس است. با همین چند دقیقه، کار به آن خوبی، به کاری به این بدی تبدیل می شود بی آنکه تغییری در ظاهر آن پدید آمده باشد.

گذشته از این که در این مثال، قانون، قانون اعتباری انسانی است؛ ولی اجرای عقد برای ازدواج، قانون واقعی الهی است.

فرق سوم

تمام احکام محرم و نامحرمی که در ازدواج دائم وجود دارد در ازدواج موقت نیز لحاظ می شود. برای مثال مرد به محض اینکه زنی را صیغه کرد دیگر حق ازدواج با مادر او را نخواهد داشت؛ آن زن هم دیگر حق ازدواج با پدر این مرد را ندارد و بسیاری از احکام دیگر.

ولی در زنا که سراسر بی بند و باری و عدم رعایت قوانین شرع است؛ این احکام از اساس معنا ندارد.

فرق چهارم

در ازدواج موقت پس از آنکه دو طرف از هم جدا شدند زن باید «عده» نگه دارد. نگه داشتن عده به این معناست که زن تا پایان مدت مشخص که «عده» نام دارد، حق ازدواج و ارتباط زناشویی با مرد دیگری را ندارد. [۱۱]

با نگاهی گذرا بر این قوانین و احکام، بر هر مُنصِف متدینی پوشیده نخواهد ماند که فرق و فاصله بین ازدواج موقت و زنا از بهشت تا جهنم است. چگونه می توان ازدواج موقت را عین و یا حتی شبیه به کاری دانست که در آن نه خبری از صیغه است نه صحبت از محرم و نامحرم؛ نه زنی عده نگه می دارد و نه مردی عده آن زن را محترم می شمرد؟!

یکی محبوب خدا و دیگری مغبوض خدا

ناخرسندی قرآن کریم از تشبیه حلال خدا به حرام خدا

عده ای به بهانه اینکه «نزول» (ربا) مانند «خرید و فروش» (بیع) ، سودآوری دارد این دو را مثل هم گرفتند و در برابر نهی از ربا گفتند: إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا ؛ بی تردید بیع هم مثل رباست؛ درست مانند حرفی که امروز می زنند: صیغه هم مثل زناست؛ اما خداوند متعال پاسخ می دهد که کجا این مثل آن است؟ یکی مطابق قوانین شرع است و ما آن را حلال کرده ایم و دیگری خلاف شرع است و ما آن را حرام کرده ایم : أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا [۱۲] پس نگویید این هم مثل آن است.

جالب تر اینکه شبیه همان حرفی را که طرفداران «ربا» به طرفداران «بیع» می زدند و می زنند؛ طرفداران «زنا» به طرفداران «نکاح» می زدند و می زنند. که امید است مومنین در اظهار نظر و استفاده از تعابیر به این اصل قرآنی توجه نمایند و از تعابیری مانند «زنا» و «هرزگی» و «هوس رانی» و مانند اینها برای کاری که خداوند متعال آن را حلال کرده است استفاده نکنند.

نتیجه اینکه

فرقهای اساسی بین ازدواج موقت و روابط نامشروع وجود دارد و هرگز نباید رابطه نامشروعی که مورد نفرت خداوند متعال است را به بهانه شباهت در مورد یا مواردی، همانند ازدواجی دانست که مورد عنایت قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) است و احکام و قوانین مشخص و الزام آور خاصی دارد.


گرفته شده از سايت تبيان.

پي نوشت:حرف حساب جواب نداره...اگه اهل بهانه تراشي وبي منطقي نباشيم..



تاريخ : جمعه چهاردهم تیر 1392 | 14:9 | نویسنده : سيد حسين |

ریاست اقای روحانی بر ایشان وبر همه ملت مبارک باد

از خدا میخوایم ایشون موفق باشند وایشالله در عهدی  که با امام ورهبری بستند

موفق باشند وتا اخر ثابت قدم بمونند

وانشالله تحت تاثیر چپ وراست قرار نگیرند و تااخرکارشون درخط مستقیم امام ورهبری باشند

واما ......واما .....واما

ما نمیگوییم  تقلب شده

ما اشوب نمیکنیم

ما تمکین به رای اکثریت داریم

ما عوض فحش و ناسزا تبریک میگیم 

ما نظام رو متهم به خیانت در امانت نمیکنیم

ماهم پشت سر رئیس جمهور ودرحمایت ایشون همه جوره اماده ایم

ما جایی رو به اتش نمیکشیم  چه مسجد باشه" چه بانک "چه سطل اشغال!!!!!!

ما هیچ گاه بهانه دست دشمن خونخوار ورذل ومکار نمیدیم ...هیچ گاه

ودریک کلام ما میگیم مبارک ملت ایران عزیز وسربلند باشه

اشتباه نشه یه وقت:اینا تعریف از خود نبود به هیچ وجه

             اینا یکم درد دل بود .....درددلی همراه با کمی غم وعبرتی بزرگ

کاش 4 سال پیش هم .........!!!!!!؟؟؟؟؟

                                        بماند.....


پی نوشت: ....ندارد



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 | 13:59 | نویسنده : سيد حسين |
واما درد دل من :من نگران هیچی نیستم نه نگران افزایش بیشتر قیمت نه تورم بالاتر من نگران شماتت دیگران هم نیستم که گرچه زیاد شماتت میشم !!!!
من دلم از شکست نمیسوزه ازش درس میگیرم
من فقط ناراحت ونگران اقام
دلم غصه دار اقاست
نگران غیض دشمن پست وعده ای دوست نما
نگران جریان نفاقی که حالا احساس میکنه میتونه نفسی بکشه وخون به دل اقاکنه وبحساب خودش عقده گشایی کنه
من این روزها غصه دارم ...نه غصه دار شکست
دلم غصه دار مقتداست ......
یا صاحب الزمان:ای صاحب این کشور :ای صاحب ما :خودت هواشو داشته باش ...


...اینجا الان اذان ظهر به افق مشهد شد:اری وخدا بزرگتر ازانست که وصف شود....


پی نوشت:اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم والعن اعدائهم واحفظ قائدنا



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 | 12:38 | نویسنده : سيد حسين |
مارا نبی قبیله سلمان خطاب کرد   روی غرور وغیرت ما هم حساب کرد

از ما بترس قبیله پر اراده ایم      مامثل کوه پشت سرعلی ایستاده ایم

دیدند صلابت تو پابرجا ماند        انگشت تحیر به لب دنیا ماند

والله به تاریخ نخواهند نوشت      سید علی خامنه ای تنها ماند


 پی توشت: حرفی برای پی وپس باقی نمیمونه با این شعر زیبا




تاريخ : یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 | 11:5 | نویسنده : سيد حسين |
خداروشکرتردیدم در مورد

قالیباف وجلیلی بین این اقایون برطرف شد

حالا باید ببینم بین این دوتا کی اصلحه؟؟؟؟



تاريخ : جمعه هفدهم خرداد 1392 | 21:32 | نویسنده : سيد حسين |
قبلنا پسرا کلی تلاش میکردند سبیلشون شکل سبیل پدراشون بشه و

بهشون بگن: مرد

حالا بعضی اقا پسرا زیر ابرو برمیدارن ...!!!!

به عبارتی تلاش میکنن شکل ماماناشون بشن!!؟؟؟

واعجبا؟!!!


پی نوشت: البته بلانسبت خودم وگلهایی مثل خودم!!!!!!!!(اصلا هم تعریف از خود نبود)!!!!



تاريخ : سه شنبه هفتم خرداد 1392 | 23:51 | نویسنده : سيد حسين |
 علی ع  دروصف هیچ قلمی و زبانی نیومده نمیاد ونخواهد اومد

الا پیامبر واهل بیت علیهم السلام در این هیچ شکی نیست

ولی این قلمها وزبانها هستند که لیاقت پیدا میکنند تا اوصافی رو

برای حضرت ساقی کوثر بیان کنند

منم خودمونی درحد سواد اندکم میخوام یکم ازش بگم که گفتن از

نفس پیامبر شیرین تر از عسل باد....

میخوام از کسی بگم که همه مدالهاش طلای ناب و خالص بود

کسی که همیشه نفر اول روزای سخت و دشوار بود اصلا انگار افریده شده بود

تا بزرگترین سختیارو برا بشریت اسون کنه

کسی که هیچ وقت پشت به دشمن نکرد(کنایه از نترسیدن) یعنی انگار غیر  ترس از خدا

واژه ترس تو وجود ذی وجودش هیچ تعریف دیگه ای نداشت

کسی که ذاتش حتی برای نزدیک ترین یارانش بدون تعریف موند!!!!!!!؟

بقول شهریار:

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت      متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را!!؟؟؟؟

کسی که خوب نبود بلکه معیار خوبیها بود اصلا ترازوی همه صفات وکمالات بود

کسی که به فرموده پیامبر ص در جریان جنگ با عبدود تمام حق بود 

دوازده امام نور واحدندکه منشاء این نور واحد سرچشمه این نور واحد مولامون علیه ع

بشریت هرچه از علی ع بگه فقط اظهار ادبه نه تعریف وتمجیده نه وصف

 نمیخوام از غربتش حتی میون شیعه چیزی بگم که  از سیدالشهداء ع هم غریب تر بودومظلوم تر!!!!

چون امروز روز عیده ولی خوب قصه وغصه علی ع تا قیامت باقیست

خلاصه بگم علی ع  روح ونفس وجان پیامبر ص بود

ساده بگم :تولد جان جانان بر همگان مبارکــــــــــــــــــ


پی نوشت:به امید روزی که پرچم علی ولی الله در تمام عالم برافراشته بشه

امـــــــیــــــــن





تاريخ : جمعه سوم خرداد 1392 | 9:56 | نویسنده : سيد حسين |
سلام حاج اقاکاندیدای محترم

امیدوارم حال فائزه خانم ومهدی اقاتون خوب باشه!!!!!

فقط نمیدونم از کجا شروع کنم بذارین چندتا سوال خودمونی ازتون بپرسم

شمایی که الان حدود 80 سال سن مبارکتونه!! شمام احساس تکلیف کردین یا ......؟؟؟!!!

شمایی که تو فتنه یا جزو سایلنتها بودین یا اگرم حرفی زدین بیشترمایه خوشحالی اصحاب فتنه

داخل وخارج شداحساس چه تکلیفی بهتون دست داد؟؟؟!!اونم دقیقه 90......دقیقه نود!!؟؟!!؟!

خواستین مثلا بحساب مبارک غلطتتون کشور رو نجات وبدین وبهتون لقب

منجی بدن؟؟!!!!!

یا اومدین حق نداشتتون روپس بگیرید؟؟

یا اومدین ابروی از دست رفتتون رو دوباره بدست بیارید؟!

یا اومدین انتقام شکستهایی رو که به واسطه اعمال اشتباه خود وبرخی خاندان محترم و

حزب کذایی مبارک متحمل شدین رو بگیرید؟!!!(عجب روحیه لطیف وماجراجویی!!!!!؟؟)

یا اومدین دوباره اصحاب فتنه وبقایا وابروی از دست رفته اونها رو زنده واحیا کنید؟!!(عجب ازخود گذشتگی؟!!)

 وقتی حوصله دوتا مصاحبه وچند کلام حرف زدن ودر حین ثبت نام ندارین ودوربریهای عزیزتون

میفرمایند حاج اقا خسته اندچطوری میخواین برا کشوری با 70 میلیون واین وسعتش کار کنیدو زحمت بکشید؟!!

حاج اقا سوال وحرف باشما به اندازه یه کتابه که البته شما نخواهید خوند.........!!!

همین چند جمله بسه براشماو مریدهای شما

البته همه اینا منوط به تائید صلاحیت شماست که اونم .....مثل شمشیر دولبه ست 

فقط خداکنه فریب فتنه رو نخورده باشین که از شواهد امرو تشویق های داخلی وخارجیشون

اینطور برمیاد که بازم میخوان از شما پل بسازند همونهایی که یه روزی نمیتونستن شمارو

به رو زمین ببینند!!!!!!!!!!!!!!!!!

خداکنه بازم مات نشین حاج اقا امیدوارم ........امیدوارم........


پی نوشت:زبیر را فرزندش جهنمی کرد..........پناه برخدا






تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 | 11:27 | نویسنده : سيد حسين |

خدایا:

         همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد   چو فرو روم به دریا چو تو گوهرم نیابم  





تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 | 12:13 | نویسنده : سيد حسين |
خبرگزاری فارس: وقتی که تُرا روح قُدُس مُصحف حق داد/ بر سینه در، شعله آتش شده کاتب

ای کعبه بی‌حاجی و ای قبله غایب!

تو «لیله قدر»ی و جهان «لیل رغایب»[1]

 

یا اُمِّ هَنا[2]! اُمِّ وِلا! اُمِّ ابیها!

هرگز به مقامت نرسیدند مناصب

 

در کتم زمان، مادر سترِ کلماتی

وحیِ فَیَضان در حرمِ روح تو راهب

 

«قوسین دَنا[3]» مرتبه فاطمی توست

فاطر شده با رتبه نامت متناسب

 

در منزل « اَدنا[4]» به سریرِ ملکوتی

بعد از تو نشسته‌اند ملائک به مراتب

 

رازِ «الفی»، نقطه پرگار «کسایی»

بخشیده‌ای از «عصمت» جانت به «اقارب»

 

از دامن نورِ تو جهان لایتناهی است

در سایه پنهان تو پیدا متناوب

 

با «روح عفیفِ» تو سرشته است مقامات

در «لوح عقیقِ» تو نوشته است مراتب

 

سرِّ برکاتِ تو به یاسین حجاب است

پیش از همه ناموس حیا شد به تو راغب

 

در کون و مکان سوی تو سوسوی حیات است

پیدایی و نزدِ تو فقیرند جوانب

 

می‌ترسم اگر فاش بگویم که چه هستی

جانم بِسِتانند بزرگان مذاهب

 

با احمد مختار به یک جانی و یک جسم

با حیدر کرّار به یک روح و دو قالب

 

بینِ علی و آینه بین‌الحرمینی

اُمُّ الحسنینی تو، چرا اُمِّ مصائب!؟

 

آداب و مراعات، همه مستحبات‌اند

مُشتی کلمات‌اند، که در عشق تو واجب

 

ای اشرف اسما خدا در تو درخشان!

ای سیّد اولاد بشر با تو مُصاحب!

 

در پرده حق نام تو را «نور» نهادند

تا آینه‌ها از تو بگیرند مواجب

 

قدرِ تو غدیر است و نصابِ تو نبوّت

معراج تولّایی و میقات مناقب

 

تو مادر آبی و علی هم پدرِ خاک

آب و گِل ما مهر تو بانوی مواهب!

 

از ریشه نبی هستی و بر شاخه امامی

در مرتبتِ تو چه حقیرند عجایب

 

با نام غریبِ تو که سرحلقه وصل است

آدینه شبی حضرت آدم شده تائب

 

اسماءِ تو از چیست؟ که در معرکه حیدر

«یا فاطمه» را گفت و به دشمن شد غالب

 

حیران حیاتِ تو شهیدان دو عالم

سرگشته شان تو امامان مکاتب

 

وقتی که تو را روح قُدُس مُصحف حق داد

بر سینه در، شعله آتش شده کاتب

 

بینِ در و دیوار نشستی و شکستی

تا «سرِّ خدا» را برسانی تو به «صاحب»

 

بعد از تو چه نحس است «میانِ در و دیوار»

بعد از تو چه نفرین شد بر واژه «ضارب»

 

تشییع شبانگاه تو بر دوش ملائک

تدفین تنِ پاک تو با دست کواکب

 

در روح سخن، سوختهینام تو توصیف

در ذهن قلم، مست طواف تو مطالب





تاريخ : شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 | 15:53 | نویسنده : سيد حسين |

خدایا از هرکی ناراحتی داشتم تا الان همین چند ساعت مونده به اغاز سال نو

ازش گذشتم وبتو بخشیدمش

تو هم کاری کن هرکی از من ناراضیه وناراحتش کردم ازم راضی بشه ومنو ببخشه

میخوام با قلب صاف وبی کینه وارد سال جدید بشم

خدایا الان اینجال بارون میاد

بارون خیلی از الودگیها رو میشوره وباخودش میبره ...

این خاصیت بارونه

بارون هم رحمتی از جانب توست

خدایا در استانه این سال جدید از خطاهای والودگیهای ما درگذرو

با بارون رحمتت الودگیهای مارو بشور وپاک کن به حق

بهترین بندگانت(اهل بیت علیهم السلام)

بقول خودمونی :::شتر دیدی   ندیدی!

 پی نوشت:خدایا برسان صاحب کار را بحق مادر مظلومه اش

امــــــــــــــــــــــــــــــین یا رب العالمین



تاريخ : چهارشنبه سی ام اسفند 1391 | 2:32 | نویسنده : سيد حسين |
سه گروه از زنان هستند که خدا عذاب قبر را از آنها بر می دارد و با حضرت زهرا (س) محشور می شوند:


۱-دسته اول زنانی هستند که با تنگدستی شوهرانشان بسازند.


۲-دسته دوم زنانی هستند که با بداخلاقی شوهران شان بسازند.


۳-دسته  سوم زنانی که مهریه ی خودشان را می بخشند.



تاريخ : شنبه هفتم بهمن 1391 | 23:7 | نویسنده : سيد حسين |

(مدعي مسلمان حقيقي بودن وكافر دانستن شيعيان وحتي اهل سنت)



تاريخ : چهارشنبه ششم دی 1391 | 0:37 | نویسنده : سيد حسين |
امام رضا(ع) فرمودند: هر کس روز عاشورا به دنبال انجام کارها و حوائج خود نرود، خداوند حوائج دنیا و

آخرت او را بر آورده سازد و هر کس که روز عاشورا، روز مصیبت و حزن و گریه ه‏اش باشد

، خداوند روز قیامت را روز شادى و سرورش قرار خواهد داد و

در بهشت چشمانشان به دیدار ما روشن خواهد شد و هر کس روز عاشورا را روز برکت

بنامد و براى منزلش چیزى در آن روز ذخیره کند، آنچه ذخیره کرده است، برکت نخواهد داشت، و در روز

قیامت همراه یزید، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد- لعنهم‏ الله

 در پست ‏ترین درجه جهنم محشور خواهد شد.

اى ابن شبیب! پدرم از پدرش از جدّش(ع) به من خبر داد که وقتى جدّم حسین(ع) شهید شد،

از آسمان خون و خاک قرمز بارید.

اى ابن شبیب! اگر به گونه‏ اى بر حسین گریه کنى که اشکهایت بر گونه‏ هایت جارى شود،

خداوند هر گناهى که مرتکب شده باشى- چه کوچک، چه بزرگ، چه کم و چه زیاد- خواهد بخشید

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زیارت‏حسین برو.

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با پیامبر اکرم(ص) در غرفه‏ هاى بهشت همراه باشى،

قاتلان حسین را لعنت کن.

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب کسانى که همراه حسین بن على(ع) شهید شدند داشته

باشى، هر گاه به یاد او افتادى بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (اى کاش با آنان مي ‏بودم و

.به فوز عظیم می‌رسیدم)

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین و در

خوشحالى ما خوشحال باش و بر تو باد به ولایت ما،در زیرا اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد،

  خداوند روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.


منبع: ترجمه عیون أخبار الرضا(ع)، جلد 1، صفحات 604-606


پي نوشت:هردري بسته شود جز در پر فيض حســــــــــــــيـــــــــــن

              كاين درخانه عشق است كه بازست هنوز......



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 | 3:25 | نویسنده : سيد حسين |
مرده با خانمش مياد بيرون تو خيابون

(خانم محترمه هفتاد قلم ارايش)من نشمردما جان بچه داداشم (يه اصطلاحه)

بعد چشم هركي به خانمش ميفته بد بد بهش نگاه ميكنه!!!

خوب يكي نيست به مرد با غــــــــيـــــرت!! قصه مابگه  اخه بنده خدا:

تواگه مواظبش باشي بهش بگي مثل شب عروسيش واسه هربيرون رفتن خودش رودرست نكنه

چشم مرداي اجنبي هرچند بدچشم هم باشن ديگه اينطور خيره نميشه بابامجاننننننننننننن

بقول اين ضرب المثل قشنگ :كنار ديوار شكسته نخواب -خواب اشفته نبين!؟هان چطوره؟بهتر نيست؟

يااين ضرب المثل هم فكر كنم به اين ماجرا بخوره كه:مالتو محكم بچسب--همسايه رو دزد نكن

اين قصه سر دراز داره ولي خوب فعلا تا همين حد بسمه


درددل زياده!!--بازم تو اين مواردمينويسم ايشالله..............ادامه دارد...


پي نوشت:اگه ضرب المثلا به مطلب نخورد بمن ربطي نداره-چيز ديگه اي بلد نبودم



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 | 20:27 | نویسنده : سيد حسين |

اين روزها چه روزهاي با عظمتي است.

موسي به طور ميرود.

فاطمه(س)به خانه علي(ع) ميرود.

ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه

محمد(ص)با علي(ع)به غديرخم و

حـــــســــــــــين(ع)با همه هستي اش به كربلا

پي نوشت:سلام برحسين ع وياران وفرزندان پاكش



تاريخ : چهارشنبه سوم آبان 1391 | 13:58 | نویسنده : سيد حسين |

ازناخدا بودن تا باخدا بودن فقط يه نقطه فرقشه

وفكر كنم خيلي از ماها اندر خم همين يه (نقطه )درتكاپو هستيم


خوش بحال كساني كه  اون نقطه رو ازون بالا كشيدن پايين !!!!!!

پي نوشت:دلم برا نوشتن تو وبلاگم تنگ شده بود



تاريخ : دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 | 22:42 | نویسنده : سيد حسين |

از نخلستان و چاه و است و علی(ع) / کوفه در خواب گناه است و علی

کوفه خواب است و کسی در جاده نیست / در تمام شهر یک آزاده نیست

کوفیان با ننگ سودا می کنند / از علی امشب تبرا می کنند

کوفیان با عافیت خو می کنند / بر سر دنیا هیاهو می کنند

باز امشب عشق تنها می شود / زخم ، سهم فرق مولا می شود

کوفیان امشب « ولی » را می کشند / فاتح خیبر « علی » را می کشند

آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود

باز امشب عقده ها گل می کند / بر لبان غم ، دعا گل می کند

پشت نخل آرزو ، خم می شود / داغ حسرت سهم ، آدم می شود

می شود امت یتیم و بی امام / عشق ، ناکام و عدالت ، ناتمام

جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار

کوفیان ، مست ترنم می شوند / در غبار عافیت گم می شوند

کوفه ، ای ظلمت سرای شب نورد / کوفه ، شهر عافیت ، آیین زرد

کوفه ، ای نامرد ، ای شهر فریب / کوفه ، ای بی درد ، ای شهر فریب

زادگاه و قبله ی اصحاب باد / پنج فصل عدل را دادی به باد

خوب می دانم علی سهمت نبود / درک آن خورشید در فهمت نبود

چون که با زهر تو پرپر شد علی / همنشین زخم خنجر شد علی

کاش امشب باز باران می گرفت / بغض من راه نیستان می گرفت

کاش امشب درد می آمد فرود / بغض من ، زخم علی را می سرود

چاه کو ، تا بشنود درد مرا / ماه کو ، آن شاهد درد آشنا

ای علی ، هجر و صبوری تا به کی / چهارده قرن از تو دوری تا به کی

تا به کی باید ز هجرانت سرود / شعر در وصف شهیدانت سرود

بی تو ای مولا ، دل ما کربلاست / سهم ما از زندگی ، درد و بلاست

عشق در چشمان من گل گاشته / گریه با من ماجراها داشته

خانه ام امشب دوباره ابری است / گریه ، گام آخر بی صبری است

بی تو بر دل مانده زخم صد فدک / کو دو بیتی ، کو جنون ، کو نی لبک

غم مدار ، اما دل ما محکم است / گر چه دنیا سهم ابن ملجم است

ذوالفقارت یا علی میراث ماست / ما به خونخواهی به پا خواهیم خاست

ای علی ، سنگ صبور فاطمه / وارث زخم غیور فاطمه

ای شهید فتنه ی قوم جمل / بهترین تفسیر اخلاص عمل

چشمهایت ای طلوع دلنواز / بر جهان ای کاش می تابید باز

کاش امشب باز باران می گرفت / بغض من راه نیستان می گرفت

کاش امشب درد می آمد فرود / بغض من زخم علی را می سرود

شیعیان ، من داغدار حیدرم / داغدار آن بهار پرپرم

بی علی ، ماییم و اندوهی مدام / روبروی ماست راهی ناتمام

بی علی ، دنیا ندارد اعتبار / وای بر ما ، وای بر این روزگار . . .



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 | 1:0 | نویسنده : سيد حسين |

بال مارا به اسمان ببريد   تاافقهاي بيكران ببريد

از همين فاصله دخيل مرا  به حرمهاي مهربان ببريد

مسجد كوفه گر نشد قسمت    تا حوالي جمكران ببريد

سحري ابن مهزيار مرا   محضر صاحب الزمان ببريد

عرض تبريك چشمهاي مرا  سمت بانوي بي نشان ببريد

برتو اي افتاب واب حيات    تا ظهور تبسمت صلوات

هركه از كوچه تو رد شده   معني عشق را بلد شده

اي شمالي ترين ستاره هنوز  چشم نورانيت رصد نشده

بي تو توحيد چشممان شرك است    قل هوالله ها احد نشده

رد پايت چه خوب پاسخ داد    راه سلمان شدن كه سد نشده

اي مسيحا نفس نمي ايي؟    تا نفس هايمان جسد نشده

برتو اي افتاب واب حيات     تا ظهور تبسمت صلوات

ميرسي ميرسي به اين زودي     قبله نغمه هاي داوودي

باشمابانگاه ابيتان      ميرسد روزهاي بهبودي

انكه دلها ميان دستانش   نرم شد ناگهان شما بودي

اي نسيم سحر به پابوست    تو شكوه مقام محمودي

حتم دارم دعايمان كردي   غافل از ما دمي نياسودي

برتو اي افتاب واب حيات   تا ظهور تبسمت صلوات

ميشود صبح جمعه برگردي؟   اي ستاره اي كه نور اوردي

برگ پاييزم و پريشانم    وشما بهار اين زردي

ما كه لايق نبوده ايم اما  سر سجاده ها دعايمان كردي

تاكه چيزي به اين گدا برسد    در پي يك بهانه ميگردي

ميشود عصر جمعه هافهميد    كه شما چقدر پر دردي

زندگي بي شما چه بي معناست    اي كه چشمت بهانه دنياست

پيش هركه نشست مريم گفت    در نماز تو حضرت عيسي ست

روي شنزار شوق مجنونت      رد پاي دويدن ليلي ست

چشم يعقوب پيروهن هر روز     گريه دار رسيدن فرداست

تا بيايي به شور هرگريه     اخر گريه هامان براي سقاست

گريه صبح وشام عاشورا    انتهاي قيام عاشورا

اي قنوت شكسته زينب   قامتت التيام عاشورا

بر تواي افتاب واب حيات       تا ظهور تبسمت صلوات

پی نوشت :ثواب صلوات و دعا براي فرج اون حضرت هديه به روح همه اموات شيعه كه

نديدنش وازدنيا رفتن

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 | 16:21 | نویسنده : سيد حسين |
دلم خیلی گرفته خــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــلی

ولی مشکل اینجاست که نمیدونم

                                         بخاطر دنیامه یا اخرتم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


پی نوشت:این جمعه هم ازنیمه گذشت و داره به غروبش نزدیک میشه وتو نیومدی!

              بازهم غربت وتنهایی شیعه!!!!!!!!!




تاريخ : جمعه دوم تیر 1391 | 14:31 | نویسنده : سيد حسين |
همیشه نگاهت به ان بالا باشد تا دلت از

کارهاوادمهای این پایین نگیرد!!


بعضی داشته ها وسرمایه های درونی با ارزشند  وپر قیمت

مواظب باشیم روزگار رنگارنگ وزمونه پر زرق وبرق

یا خودمونی بگم جو گیر شدن اونا رو از ما نگیرن....!


پی نوشت :مواظب داشته هامون باشیم



تاريخ : پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 | 16:6 | نویسنده : سيد حسين |
ازمدعیان رفاقت فقط ادعایشان برایم باقی مانده.....!!!!!!!

از یک رنگیها فقط شکل رنگش برایم باقی مانده....!!!!

باز هم هرچه دقت میکنم ته گود فقط خدا برایم باقی مانده



پی نوشت:غربت رو تو وبلاگمم حس میکنم!! حس غریبیه





تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | 13:35 | نویسنده : سيد حسين |
خرید گل در روز مادر


تاريخ : شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 15:1 | نویسنده : سيد حسين |

مادر دو بخش است:"ما" و "در"

وقصه یتیمی"ما" از کنار "در" شروع شد!!!!!!!


بگو ای مادر بر تو چه گذشت ؟!!! تویی که ام ابیهات  میخواند ان پیامبر خاتم(ص)

 چراوصیت کردی به ان اول مظلوم عالم علی ع  بدن مبارکت را در شب غسل وکفن ودفن کنند!!!!

وکسی جز خاصان نزد شما را-- با خبر نسازند!!؟؟؟







تاريخ : جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 | 0:52 | نویسنده : سيد حسين |
  http://www.upload.iran-forum.ir/files/pics/pic2/13322885522.jpg

پروردگارا:

دراین سال نو ::به خواب دوستانم ارامش

به بیداریشان اسایش

به زندگیشان عافیت

به عمرشان عزت

به رزقشان برکت و

به وجودشان صحت وسلامت عطا بفرما

                                      امین یا رب العالمین

پی نوشت:عکس هفت سین متعلق به خونه خودمونه ها




تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 | 15:18 | نویسنده : سيد حسين |

 
پی نوشت:واعجبا!!!!اگه عکس باز نشد ادرسش روگذاشتم درادامه مطلب حتما ببینید!


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 | 23:7 | نویسنده : سيد حسين |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.